معجزه چیست؟ راه شناخت پیامبران

معجزه چیست؟ راه شناخت پیامبران

بى شك ادّعاى هر مدّعى را پذيرفتن بر خلاف عقل و منطق است.
مدّعى نبوّت و رسالت از سوى خداوند ممكن است راستگو باشد، امّا اين احتمال را نيز دارد كه شخص فرصت طلب و متقلبى خود را به جاى پيامبران راستين جا زند، و به اين دليل لازم است يك معيار قطعى براى ارزيابى دعوت پيامبران و ارتباط آنان با خدا در دست داشته باشيم.

براى‌رسيدن‌به‌اين‌مقصودراه‌هاى مختلفى وجود دارد كه ازهمه مهم‌تر دو راه زير است:

۱٫ بررسى محتواى دعوت پيامبر و گردآورى قرائن و نشانه‌ها.
۲٫ اعجاز و كارهاى مافوق بشرى.

 

درباره اعجاز

هستند كسانى كه از لفظ «معجزه» تعجب مى كنند، و يا معجزات را هم رديف افسانه‌ها و اساطير مى پندارند در حالى كه اگر به معنى دقيق و علمى معجزه بينديشيم اين گونه تصورها اشتباه محض است.

معجزه يك عمل غير ممكن و معلول بى علت نيست، بلكه معجزه دريك تفسير ساده، عمل خارق عادتى را مى گويند كه انجام آن از قدرت افراد عادى بيرون است و تنها به اتكاى يك نيروى مافوق طبيعى امكان پذير مى‌باشد.

به اين ترتيب معجزه داراى شرايط زير است:

۱٫ كارى است ممكن و قابل قبول.
۲٫ انسان‌هاى عادى و حتّى نوابغ به اتّكاى قدرت بشرى توانايى بر انجام آن ندارند.
۳٫ آورنده معجزه بايد به اندازه اى به كار خود اطمينان داشته باشد كه ديگران را به مقابله دعوت كند.
۴٫ هيچ كس نتواند همانند آن را ارائه دهد، و چنان كه از نام معجزه پيداست همه در برابر آن عاجز گردند.
۵٫ معجزه حتماً بايد توأم با ادعاى نبوّت و يا امامت باشد (بنابراين كارهاى خارق عادتى كه از غير پيامبر و امام سر زند معجزه ناميده نمى‌شود بلكه كرامت نام دارد).

 

 

معجزه چیست؟ راه شناخت پیامبران

 

 

چند نمونه روشن از معجزه های اتفاق افتاده

همه ما شنيده ايم كه يكى از معجزات حضرت مسيح زنده كردن مردگان و درمان بيماران غير قابل علاج بوده است.

آيا هيچ دليل علمى و عقلى داريم كه انسان بعد از آن كه دستگاه‌هاى بدنش از كار افتاد و خاموش شد نتواند مجدداً به زندگى باز گردد؟!

و آيا هيچ دليل علمى و عقلى داريم كه بيمارى سرطان كه ما از درمانش عاجزيم درمان نداشته باشد؟!

البته بدون شك انسان با نيرويى كه دارد در شرايط فعلى قادر به زنده كردن مردگان، و يا درمان پاره اى از بيمارى‌ها نيست، هر چند تمام پزشكان جهان دست به دست هم دهند، و تجربه و معلومات خود را به يارى طلبند.

ولى چه مانعى دارد كه انسانى با يك نيروى الهى، و با آگاهى خاصّى كه از درياى بيكران علم خدا دريافته، بتواند با اشاره مرموزى روح به كالبد مرده اى باز گرداند و بيمار لاعلاجى را شفا بخشد؟!

علم مى‌گويد: من نمى‌دانم و توانايى ندارم، امّا هرگز نمى‌گويد ممكن نيست و نامعقول است.
اگر كسى به راستى توانست چنين امور خارق العاده يا مانند آن را انجام دهد و همراه آن ادّعاى نبوّت كند، و انسان‌ها را به مقابله طلبد و «تحدى» نمايد و همگان در برابر او عاجز شوند يقين پيدا مى‌كنيم كه او از طرف خداست.
زيرا ممكن نيست خداوند چنين قدرتى را در اختيار انسان دروغگويى قرار دهد كه مايه گمراهى بندگان گردد.

 

معجزه چیست؟ راه شناخت پیامبران

 

مهجزه را با خرافات اشتباه نگیرید.

هميشه «افراط‌ها» و «تفريط‌ها» منشأفساد وتباهى وتيرگى‌چهره‌حقيقت بوده است.
در مورد معجزه نيز همين امر صادق است. در حالى كه بعضى از «روشنفكرنماها» صريحاً يا تلويحاً به نفى هر گونه معجزه مى پردازند، گروهى ديگر از در و ديوار معجزه مى تراشند و اخبار ضعيف و افسانه‌هاى خرافى را كه احياناً دست‌هاى مرموز دشمنان در ساختن آن فعّاليّت داشته با معجزات مخلوط مى كنند، و چهره علمى معجزات واقعى پيامبران را با افسانه‌هاى ساختگى و اوهام بى اساس مى پوشانند. تا معجزات واقعى از اين گونه افسانه‌هاى جعلى پيراسته نشود، چهره اصيل آنها آشكار نمى‌گردد.
به همين دليل دانشمندان بزرگ ما هميشه مراقب بودند كه احاديث اسلامى در زمينه معجزات و غير آنها از اين گونه مجعولات به دور باشد.

روى همين جهت «علم رجال» را به وجود آوردند، تا راويان حديث به خوبى شناخته شوند، و احاديث «صحيح» از «ضعيف» جدا گردد، و مطالب موهوم و بى اساس با حقايق آميخته نشود.

سياست‌هاى استعمارى و الحادى امروز نيز بيكار ننشسته و سعى مى كنند پندارهاى بى پايه را با اعتقادات پاك دينى مخلوط سازند، و از اين رهگذر «چهره غير علمى» به همه آنها بدهند، بايد به دقّت مراقب اين توطئه‌هاى تخريبى دشمن باشيم.

معجزه چیست؟ راه شناخت پیامبران

 

فرق معجزه با  خارق عاداتی ديگر;

غالباً شنيده ايم جمعى از مرتاضان دست به كارهاى خارق العاده اى مى زنند، كسانى‌كه‌اين‌كارهاى‌عجيب وغريب راديده‌اند كم‌نيستند، اين‌يك واقعيّت است نه افسانه.
اين جاست كه اين سؤال پيش مى آيد كه چه فرقى ميان اين كارهاى خارق العاده و معجزات انبياء است؟ و ما با چه معيارى آنها را از هم تشخيص دهيم؟!
اين سؤال پاسخ‌هايى دارد كه از همه روشن تر دو امر است:

۱٫ مرتاضان هميشه كارهاى محدودى را انجام مى‌دهند، و به تعبير ديگر هيچ مرتاضى حاضر نيست كارى را كه شما پيشنهاد مى كنيد انجام دهد بلكه خارق عادتى را انجام مى‌دهد كه خودش مى خواهد يعنى آن را تمرين كرده و خوب ياد گرفته و بر آن مسلط است. دليل اين مطلب روشن است زيرا نيروى هر انسانى محدود است، و در يك يا چندين كار مى تواند مهارت داشته باشد.

امّا خارق عادات پيامبران هيچ گونه حدّ و مرزى ندارد، هيچ گونه قيد و شرطى براى آن نيست، آنها مى توانند در موارد لزوم هر معجزه اى كه پيشنهاد مى‌شود انجام دهند، چرا كه از قدرت بى پايان پروردگار مدد مى‌گيرند و مى‌دانيم قدرت خدا حد و مرزى نمى شناسد، در حالى كه قدرت انسان بسيار محدود است.

۲٫ كارهايى كه يك مرتاض مى‌كند، مرتاض ديگرى نيز همانند آن را انجام مى‌دهد يعنى از قدرت بشر بيرون نيست.
به همين دليل مرتاض خارق العاده گر، هرگز ديگران دعوت به مقابله به مثل نمى‌كند و به اصطلاح «تحدى» نمى نمايد، چون كه مى داند در گوشه و كنار شهر خود يا شهرهاى ديگر افرادى مثل او وجود دارند.

اين دو فرق را كه بيان كرديم حد و مرز معجزه را از سحر كاملا جدا مى‌كند.

فیسبوک توییتر گوگل + لینکداین تلگرام واتس اپ کلوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *